|
ewin |
|
درد
|
مرد زنی را عاشق شدعشق به انتها رسید روحی دمیده شد و نطفه ای شکل گرفت و زن به اوج رسید و مادر شد اینک چند صباحی است مرد ، زنی دیگر را عاشق شده و پدر بودن خود را انکار میکند گویی فراموش کرده این نطفه زاده عشقی آتشین بوده زن با میهمانی نا خوانده تنها در جاده های پر ملال زندگی قدم می زند چند ماهی است شکمش بالا آمده و مردم بی درنگ نام پدر بچه را می پرسند زن سکوت اختیار می کند مردم بی رحمانه می خندند و می گویند حرام زاده زن می شکند با پاهایی لرزان به زیر تیغ جراحی می رود و میهمان نا خوانده اش را برای همیشه مرخص می کند .
|
|
لینک ثابت|
چهارشنبه 25 بهمن1385ساعت 19:26 توسط ××× |
|
| وبلاگ من |
|
صفحه نخست پست الکترونیک طراح قالب آرشیو |
| درباره وبلاگ |
آری آغاز دوست داشتن است
گرچه پایان راه نا پیداست من به پایان دگر نیندیشم که همین دوست داشتن زیباست |
| امکانات |
| آرشیو موضوعی |
| نوشته های پیشین |
|
خرداد 1386 اردیبهشت 1386 فروردین 1386 اسفند 1385 بهمن 1385 دی 1385 آذر 1385 |
| پیوندهای روزانه |
|
|
| جستجو در وبلاگ |
|
|
| آمار وبلاگ |
|
افراد آنلاين: تعداد بازديدها:
|
|
RSS
|